مریضی چه ها می کند!!!

همیشه خیلی بد جور سرما می خورم. سرما خوردگی شدید همراه استخون درد و گرفتگی کامل بینی و لرز و شب نخوابیدن و...

این چند وقته همش میگفتم الهی شکر خیلی وقته سرمای شدید نخوردم و خیلی هم مواظب بودم.

اگر کسی توی خونه سرما بخوره انقدر توصیه های ایمنی و پزشکی را گوشزد می کنم که همه از بر میشن.

تا این هفته بالاخره اون سرما خوردگی معروف بنده اومد سراغم و ده دوازده روز درد و ناله و لرز و ...

ولی با همه این دردها باز از این همه آه و ناله خودم شرمنده میشدم اول شرمنده خدا. وقتی مریضی و درد ندارم که قدر نمی دونم اما تا یه دردی مثلا سرماخوردگی بعد از یکسال میاد سراغم شروع می کنم به آه و ناله.

بعد هم دلم برای مامان بیچاره م خیلی میسوزه که این همه نق زدن ها را تحمل می کنه و بازم به پرستاریش ادامه میده.

بابا تند تند دستگاه بخور را آماده میکنه و می ذاره پیشم. شلغم میذاره دهنم. مامان آب میوه می گیره و به زور به خوردم میده. دارو میاره و هزار تا کاره دیگه. بنده هم با وجود تشک برقی گرم و کیسه آب جوش و دو تا پتو همچنان می لرزم. راه نفسم هم به هیچ طریقی باز نمیشه و از کمبود نفس دچار درد قفسه سینه میشم.

توی اون حال و احوال یکی از دوستام میاد پیشم و میگه هوس خرید رفتن کرده.

منم که اسم خرید میاد برق از چشام می پره و فیلم یاد هندستون می کنه. یکی از مراکز خرید بزرگ را انتخاب می کنیم و قرار میشه من ماشین رزرو کنم (ماشین های ون مانندی که با ویلچر بتونم برم توی ماشین و دو روز قبل باید بزنگم و ماشین رزرو کنم)

 قبل رفتن دستی به اوضاع داخلی و خارجی می کشم تا قابل تحمل بشم و از حالت مریض ها در بیام. اوضاع داخلی را با دو سه تا قرص از خجالتش در میام تا بتونم نفس بکشم و از سر درد راحت بشم.yes4.gif اوضاع خارجی و ظاهری را هم با لوازم آرایش سامان میدم.

و همه یک صدا می گن که چی شد برای بیرون رفتن حالت خوبه؟stop.gif

به دوست جان میگم ببین من انقدر با این راننده رفتم خرید دیگه روم نمیشه بگم بازم می خوام برم خرید. لطفا نگو کجا می خوایم بریم.ساکت

_: باشه.

 دو سه دقیقه بعد از نشستن توی ماشین:

دوست جان: از اینور راحتتر می تونید برید تیراژه

نگاه همراه با اخم من بهش می فهمونه که سوتی دادی. راننده میگه: ماشالله باز خرید میرید؟ این خانم ها قسم خوردن هفته ای یک بار حساب بانکی بابا ها را صفر کنند

و دوست جان که مثلا می خوان لطف کنند و خرابکاری خودشون را درست کنند میگن:

_: نه برای خرید نمیریم برای قرار ملاقات میریم.

_:

خاک عالم. من و این حرفا؟؟؟؟؟!!!!!!!!! اومدی درستش کنی صد برابر بدترش کردی که. همون خرید بهتر از این صیغه های نچسب بود.

قبل از اینکه از ماشین پیاده بشیم یه مانع یک وجبی حالم را می گیره.to_take_umbrage.gif آخه ویلچربرقى مانع بیشتر از دو سه سانت را رد نمی کنه و به علت سنگین بودن، بلند کردنش از یک مانع کوچیک هم سخته. به راننده میگم میشه از اون یکی در ما را پیاده کنید؟ اینجا مانع داره.

میگه: نه خودم کمک می کنم

میگم آخه سخته سنگینه.

کافیه چرخ هاى جلو از زمین بلند شه و از مانع رد بشه چرخ های عقبی معمولا رد میشه. اما بلند شدن همانا و صدای تالاپی همانا.عصبانی یکی میگه آقا یه چیزی افتاد و نگاه می کنه می گه باطریش افتاد بلدی چه جوری جا می افته؟

_: نه (آخه مگه من پشتم چشم داره که بگم چه چوری درست میشه؟!!!)

هر دو نگاه نگرانی به هم میندازیم و بعدش یه لبخند که درست میشه نگران نباش.

ای خدا یه مانع کوچولو باید انقدر ما را علاف کنه و اگر درست نشه هم که باید دست از پا دراز تر برگردیم.

ولی بالاخره درست میشه و ویلچر روشن میشه. از دو تا رمپ با شیب بدجور میریم بالا و استارت خرید را می زنیم. یه مانتو، دو تا چیز خوشگل که اگر نمی خریدم عقده ای میشدم. bourjois و flormar. گوشواره ویکتوریایی و...

همه مغازه ها کلی هدیه خوشگل و عشقولانه ولنتاینی دارن هی به دوست جان میگم احیانا نمی خوای برای من هدیه ولنتاین بخری؟؟؟متفکر

کیف و ساک خرید روی پای من و دوست جان میره داخل مغازه پالتوفروشی. دو تا جوون فروشنده با گوشواره در گوشسبز گیر میدن به من که شما هم بیا تو. میگم نه من خرید ندارم از همین جا نظر میدم. (اگر اون گوشواره ها گوششون نبود اقلا یه نوک سوزن قابل تحمل بودن) یکیشون اومد کیف و ساک را از روی پام برداشت برد تو، گذاشت روی صندلى که منم برم تو.

رفتم داخل اما بعد از چند دقیقه که سرشون گرم شد بی خیال کیف و ساک اومدم بیرون. بعد که دوست جان تشریف آوردن دیدم خبری از کیف و ساک نیست و نهایتاً به اجبار بر می گردیم داخل مغازه.

چون وقتمون سریع تموم میشه، مجبوریم برگردیم.

از رمپی که شیب تندی داره می خوام عقب عقب بیام و دوست جان باید راهنمایی کنه و ایشون هم که می ترسن و مدام میگه: نیا، نیا، گیر می کنی.

راننده هم از ماشین پیاده نمیشه و احتمالا حدس میزنه آقایونی که باهاشون قرار ملاقات داشتیم حضور دارند و کمک می کنند. (آش نخورده و دهان سوخته)

بالاخره با تلاش و پررویی میام پائین.

 

روز بعد سر درد و گونه درد و فک درد امانم را می بره. مامان زنگ میزنه پزشک در منزل و جواب میشنوه که هزینه ویزیت در منزل 45 هزار تومنه و ما هم که حسابی شرمنده این همه لطف و امکانات میشیم از اومدن پزشک در منزل منصرف میشیم و شخصا پزشک میشویم و بعد از تحقیقات گسترده در اینترنت، تشخیص بیماری سینوزیت میدم.boredom.gif

عصر با یکی از دوستای بابا که پزشک هستن با صدایی که اصلا از گلو بیرون نمیاد صحبت می کنم و میگم که تشخیصم سینوزیته، شما لطف کنید بگید چه آنتی بیوتیکی مصرف کنم؟ ایشون میگن تا عکس نگیرید سینوزیت مشخص نمیشه. ولی بعد از شنیدن علائم بنده تجویز 6 عدد آزیترومایسین می کنند که بعد از اون با مشکلی به نام نسخه نداشتن مواجه می شویم و ندادن دارو از طرف داروخانه ...

 

خلاصه داستان؛  مریض می شویم. با مریضی و پررویی خرید می رویم. دکتر رفتن مشکل است. هزینه ویزیت در منزل نجومی است. دکتر می شویم و بالاخره بعد 12-13 روز خوب می شویم.

...............

اندر احوالات چیزی حدود یک هفته قبل از ولنتاین بود.

چون قبلا خرید رفتن و کلا بیرون رفتن با ویلچر معمولی سخت بود و باید یکی ویلچر را هول می داد، الان با ویلچر برقی بیرون رفتن یه مزه دیگه داره و باعث اذیت شدن همراهم نمیشه. البته اگر ماشین بهم بدن. چون با ماشین خودمون که بریم نمی تونم ویلچر برقی را ببرم.

با هر دوست جونی که میرم بیرون موقع برگشت میگن که چقدر خوب بود و خوش گذشت و بازم بریم. همچنین دوست جون مذکور بالا.قلب

خوشحالم که در شادی و خوشحالی من شریکن و از مقداری مستقل شدن من خوشحالن.

/ 37 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل یخ

[لبخند]سلام خانوم گل چقدر دیر رسیدم .... واااااااااااااااااای ببخشید[خجالت] این روزها واقعا حسابی گرفتار کار هستم شما که خدا رو شکر حالتون خوب شده و الان سرحال هستید البته که هستید بعد از اون طبابت و خرید مگه میشه دیگه کسی مریض بمونه ؟؟[چشمک][گل]

ترانه

سلام مهدیس جون منم عاشق خرید کردنم حتی اگه در بستر مرگ بااشم در ضمن من دوساله سرما نخوردم ولی اگر بخورم حسابی میخورم [ناراحت]

الهام کاشونی

سلام مهدیس جان خواستم بگم که خیلی خیلی دلم برات تنگ شده خانوم [قلب]

گل یخ

[لبخند]سلام عزیزم روبراهی ؟؟ سرحال و کوک و سردماغ انشاالله[گل] میشه یه دفعه هم منو با خودتون ببرید خرید ؟؟ البته شما همون بیرون مغازه بمون ها [شیطان]

doost joon

khaste shodam.[ناراحت]matlabe jadid midooni k azizam man kheili tanavo talabam faghat moondam chetor ta alan toro avaza nakardam!!!!!!!!!!!!![متفکر][شوخی]

برینسس

سلام عزیزم خیلی از وبت خوشم اومد اگه خواستی لینکم کن

شمعدانی های قرمز

زود باش تنبل خانوم عید نزدیکه تو که رفتی و دیدی نوشتنت فرق داره بنویس زود تند سریع.

...

. . . برو بپر بخند تو تنها نیستی!