نظر من

  

داشتم به وبلاكها سر ميزدم يه جا رفتم خيلي خوشم اومد ميخوام يكخورده درموردش حرف بزنم.فقط يه جيزي من حرفاما ميكم و منتظر جواب شماها ميمونم ميخوام بدونم جندتا مخالف دارم جندتا موافق.......<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من ...

من هرگز مشروب و ودکا و اکستاسی نخورده ام ...

من هرگز به کسی نگفته ام سگ پدر؛ عوضی، کثافت ...

من هرگز نگذاشته ام پسری حتی دستم را لمس کند

من سیگار نمی کشم ...

من سوار ماشین همکلاسی پسرم نمی شوم ...

من تنها به کافی شاپ نمی روم ...

من در خیابان بلند بلند نمی خندم ...

من از آرايش تند بدم می آيد'

اما من خیلی دموده ام ... می دانم!

اما آدمهای دموده هم حق زندگی کردن دارند

اما من حق دارم حق....

و حق حرف زدن!

و حق دوست داشتن!

و حق درد کشیدن!

وحق بلاگ نوشتن!

 

 

اين نظرات يكي ازدختران وبلاك نويس بود. من خودم هم مثل ايشون هستم و يكسري اعتقادات خاص دارم و همه مواردي كه ايشون ذكر كرده بودند شامل حال منم ميشه(اما من اصلا فكر نمي كنم كه دمده ام).ممكنه خيلياي ديكه هم مثل ما باشند يا خيلي بهتر(كه خوش به سعادتشان) .اما عده اي هم هستند كه بيش باافتاده ترين كارشون اينه كه روزي10 تا قرار بذارن، نصفشونم سركار بذارن، با همشونم عين صميمي ترين دوستشون رفتار كنند.قربون صدقه همشونم ميرن.كلي هم براي هر كدومشون عشوه و ناز ميان(بنا به خواست طرف طريقه عشوه ريختن متفاوته) اما تفاوتي كه من با دوستمون شادي خانم دارم، اينه كه من اينارا عيب نميدونم بلكه افتخار ميدونم به نظر من دختري(مثل ايشون) كه اين همه اعتقادات خاص و بي ريا داره،بايد به خودش بباله و بدونه كه از ديكران هيجي كم نداره بلكه كوهر كميابي داره كه اون ايمان و اعتقاداتشه.

شادي جان اكر ما انسانها هر كدوم جيزهاي خاصي را براي خودمون ارزش مي بنداشتيم.دنيا به اين وضع در نمي اومد.اكر بسرهاي جامعه به دختران جامعه به جشم خواهر خودشون نكاهمي كردند انوقت وقتي در خيابان راه مي رفتيم انقدر سنكيني جشمهاي ناباك را حس نمي كرديم و مطمين بوديم اكر كسي مزاحمتي برايمان ايجاد كند تمامي اطرافيانمان مانند برادري غيرتي و دلسوز از ما حمايت مي كنند.

اما حيف و دريغ از ......

ميخوام بدونم همين اقايون اكر روزي متوجه شوند همان نكاهي كه به يك دختر غريبه در خيابان انداختند همان نكاه متوجه خواهرشان شده جه عكس العملي از خود نشان ميدهند؟ برايشان مهم است يا اهميتي نميدهند؟

فقط ميخوام بكم به خودت افتخار كن كه هنوز جامعه نتونسته تو را همرنك خودش كنه.

 خـــــــــــــاک!!!

بر سر روزگاری

که مــردانش مــــــــرا

به سبب پاکی ام

از خویش می رانند

   ...

 واما در مورد اين شعرت:

جند وقت بيش يكي از دوستان جيزي برام تعريف كرد كه باعث تعجبم شد. از اين كه كار براش بيدا نميشد كله داشت.ميدو ني جرا؟

به جرم اينكه دختري محجبه و جادري بود.ميكفت هر جا ميرم مي كن شرمنده خانم ما تيب شما را نمي بسنديم ما بايد با كاركنانمون راحت باشيم.وقتي توي يك داروخانه كار مي كرد بعد از يك هفته بيرونش كردند بهش كفته بودند ما از كار شما راضي هستيم اما اين وضع شما مشتري هاي مارا ميپرونه.

عجيبه نه؟؟؟؟؟

فقط يه جيزا ميدونم اونم اينكه همين اقايوني كه اينجور هستند(باتوجه به شعر)زمان ازدواجشون همسري انتخاب مي كنند كه به قول قديميها افتاب مهتاب نديده باشدشون؟(من فكر ميكنم بسرا دنبال همجين دخترايي باشند.شما جي فكر مي كنيد؟)

كسي كه بي بندو باري دخترا ميخواد بعنوان يك عروسك به دختر نكاه مي كنه(با عرض بوزش) و اونا فقط براي بازيجه قرار دادن و لذت بردن جند روزه ميخواد.

اكر كسي شخصي را دوست باشه، مانند يك جنس عتيقه و كران بها به او نكاه ميكنه و از جون و دل  براي نكهداري اون مايه ميذاره.و هيجوقت تزيينش نميكنه و درمعرض نمايش اغيار قرارش نميده.

 

 

 

 قديسه ای می گريست

به عياش مردی! دل باخته بود

 

 

http://end-traveler.persianblog.ir/   وبلاك شادي خانم

 

 

 

 

 

 

 

/ 10 نظر / 9 بازدید
ليلي

من يه دختره ايرانی ام. مسلمونم...محجبه ام...اما دموده نيستم...کسی حق انتقاد از لباسمو نداره...کسی نمی تونه بگه چون روسری سرت می کنی حق نداری به مهمونيه قاطی بری يا خيلی چيزای ديگه. کسی که نمی تونه از اعتقاداتش دفاع کنه٬ همون بهتر که جامعه نپذيرتش! موفق باشيد

AM1R

منم ميخواستم بنويسم اينا دلايل دموده بودن نميتونه باشه که ديدم خودت نوشتی....

مهديس

افريييييييييييييييييين دوستان مرسيكه نظر ميدين

مهرزاد

سلام مهديه جان. خوشحالم که هنوز کسانی هستند که با سربلندی پاک زندگی می کنند. کسانی که برای پاک بودن خود و پاکی ديگران می ايستند. همانا اينانند رستگاران

shadi

مهديس جان! خوشحالم که اينهمه وقت گذاشته ای. نوشته ها را خوانده ای و اينقدر زيبا به تحليلشان نشسته ای. با اغلب حرفهای تو موافقم. بله، هر کس حق دارد هويت شخصی خود را داشته باشد و به آن ببالد. درددلهای من اما از سر چيزی ديگر بود نازنين ... گاهی آدمی با همه داشته هايش ناگهان آنقدر فرو می ريزد که خويشتن را هيچ می انگارد ... مرسی که يادمان می آوری به خويش بباليم ...

alireza

سلام وبلاگتونو ديدم عالی بود . به من هم سر بزنيد راستی ميشه به من هم لينک بدين ؟ ممنون ميشم بای

...

اعتقاداتم و با هيچ چيز عوض نمی کنم ... کلی هم خوبه که هيچ کدوم از اين کارها رو نمی کنم ... من دلخوشی های بزرگتری دارم ...

iman

سلام . چيزی که جامعه به ما ميده شخصيته . يه چيز دروغين .اما ما دنبال خود حقيقی هستيم.يه چيز غلطی که تو جامعه ما رواج يافته اينه که ميگن خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.يا با ما يا بر ما. اگه کسی تو اين دو دسته نباشه تکفيرش می کنن

meisam

با سلام ... جالب بود ... به هر حال ...

مسعود

سلام.آخرين نظري كه دادن مربوط به سال ٨٣ هست و الان سال ١٣٩٠ . واقعا دنيا كوجيكه و عمر جقدر زود ميكذره.