معلولان و شبکه دو

چند وقت پیش از شبکه 2 اومدند یه برنامه ای در مورد معلولیت، از من و خانواده ضبط  کردند. 4 تا آقا بودند که خیلی سریع باهاشون صمیمی شدیم و طی 4 ساعتی که اینجا بودند کلی گفتیم و خندیدیم. به خاطر مشغله این چند وقته، روی حرفایی که در مورد معلولین زده میشه خیلی حساس شدم و مدام مراقب بودم که همه حرف هایی که ضبط میشه عالی باشه و اگر یک فرد معلول یا غیر معلول اون برنامه را دید لذت ببره نه اینکه افسرده بشه و از حرف هایی که می شنوه، تاسف بخوره.

مدام با کارگردان بحث می کردم که این حرف باید گفته بشه و اون یکی نباید گفته بشه. بعضی وقت ها قانع می شدند و بعضی وقت ها هم ...

 وقتی رسیدگی و توجه خانواده را نسبت به من دیدند، سوال کردند:

-         این کار را می تونی انجام بدی؟

-         جواب، منفی بود.

سوال ها تکرار می شد و پاسخ ها باز منفی بود. آقای کارگردان گفتند: خوبه دیگه، بخور و بخوابه. از شرایطت ناراضی هستی؟ گله ای داری؟

-         نه. من از همون اول با شرایطم کنار اومدم.

-         بله. هتله دیگه. منم جای تو بودم از شرایطم ناراضی نبودم.

می دونستم که این گفته ها پخش نمیشه، پس باید حرف شون را بی جواب نمی گذاشتم، تا همه جوره متوجه شرایط بشن و فوری در مورد زندگی دیگران نظر ندهند. گفتم: اگر دست و پای شما را ببندند و شما را توی هتل بگذارند، از همه چیز راضی هستید و با همه مشکلات کنار می آیید؟ من اگر توی هتلم باشم علنا بخاطر محدودیت هایی که دارم مثل یه فرد دست و پا بسته می مونم. اما چیزی که برام مهمه اینه که تونستم با همه این تفاسیر با شرایطم کنار بیام.

از حامی سوال کردند چطور با شرایط خواهرت کنار اومدی؟

حامی با اقتدار و خیلی مردونه گفت: خوب اولش سخت بود. وقتی کوچیک بودم همش فکر می کردم چقدر خواهرم سختی می کشه. چقدر تحمل وضعیتش، برای خودش سخته. به خاطر همین مدام ازش سوال می پرسیدم. خواهرم انقدر جواب های قشنگی بهم می داد که همونا باعث شد من خیلی راحت با همه چیز کنار بیام. خواهرم توی همه زمینه ها به من کمک می کنه.

-         چه دغدغه ای برای خواهرت داری؟

-         دوست دارم هر جا که می رم خواهرم همراهم باشه اما خوب، خیلی جا ها امکانش نیست مثل سینماهایی که پله دارند یا پارک هایی که برای عبور ویلچر مناسب نیستند.

انقدر قشنگ صحبت کرد که بعد تموم شدن حرفاش، همه تشویقش کردند.

بعد از دو سه هفته برنامه پخش شد. موقع پخش انقدر تلفن و موبایل زنگ خورد که اجازه ندادند برنامه را کامل ببینم. همسایه دوران بچگی هام، یک ربع بعد برنامه من را توی فیس ب و ک پیدا کرده بود. همسایه ای که من فقط اسم مادرشون را چند باری شنیده بودم و آشنایی مون در همین حد بود ولی انقدر از دیدنم و فعالیت هایی که انجام میدم، ابراز خوشحالی کردند که برام خیلی عجیب و جالب بود. خوشبختانه همه از برنامه تعریف می کردند و می گفتند خیلی خوب صحبت کردی.

اما چیزی که خیلی خوشحالم کرد، خبر برگزیده شدن برنامه ی ما، بین دو هفته پخش برنامه های مختلف و متنوع بوده. خیلی دلم سوخت که خونه نبودم و نتونستم برنامه را ببینم اما از شنیدن خبرش کلی ذوق کردم. نه فقط بخاطر خودم، بخاطر اینکه احساس می کردم دینی که به گردنم بوده را تقریبا خوب ادا کردم.

من نماینده عده کثیری از معلولین بودم.  


...............................................

(مطلب بالا بیشتر از 1 ماهه که نوشته شده ولی ارسال نشده)

خوبه از شبکه 2 هم تشکر کنم بابت این چند وقته که گهگداری هم به معلولین پرداختند.لبخند

.............................................................

یه توضیح الزامی: اول یک دنیا تشکر. دوم، دوست جونا باور کنید از زمان پخش برنامه اطلاعی نداشتم و خودم هم غافلگیر شدم. یادشون رفته بود بهم خبر بدن.ناراحت

مرسی از محبت سرشارتونخجالت و ببخشید که قبل از پخش خبر ندادم.

/ 55 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل یخ

[لبخند]سلام و درود بی کران بر مهدیس بانوی عزیز خوبی عزیزم ؟؟ چرا اینقدر کم پیدایی ؟؟ [متفکر] امیدوارم هرجا هستید شاد و سلامت و موفق باشی گلم [قلب][گل]

م. صالحی

سلام دوست عزیز. ممنون از مطالب و وبلاگ خوبتان. با مناظره تاریخی علوی (شیعه) و عباسی(سنی) در قسمت مذهبی و داستان و مطالب دیگر آپ هستم. لطفا دیدن نموده و نظر دهید. متشکرم.

دوست

سلام «حقيقت همانطور بر تو آشکار مي‌شود و به تجربه ات مي‌رسد که آن را پذيرفته اي. براي اينکه تجربه ات را تغييردهي و جهانت را عوض کني چشم هايت را تغيير بده و نگاهت را عوض کن.»- گفت و گو با ایلیا «میم» رام الله لطفاً از سایت ما هم دیدن کنید. www.ostad-iliya.org

baran

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی داری به وبلاگ منم سر بزن و اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن. ممنون [قلب]

نازی

سلام دوست گلم .وبلاگ قشنگی داری. مطالبت رو خوندم.زیبا بود. من اتفاقی باهات آشنا شدم. خوشحال میشم اگه به منم سر بزنی و با نظرای خوشکلت خوشحالم کنی.اگه مایل به تبادل لینک هستی منو با اسم "کلبه ی کوچیک عشق " بلینک و بهم بگو با چه اسمی بلینکمت. مرسی پیشاپیش . موفق و پایدار باشی.[قلب]

نرگس

سلام مهدیس عزیزم خوبی؟ حسابی غرق فیس بوک شدی دیگه این طرفها نمیایی جات خالیه [چشمک] شاد و سرشار آرامش باشی[گل][قلب]

کورش

لوکومات آشنائی با روباتی برای درمان و کمک به آسیب دیدگان نخاعی و بیماران فلج مغزی

قیژ قولک

سلام[گل] خیلی زیبا نوشتید یه امضا به من هم بدید حالا دیگه حسابی معروفیدا[نیشخند][لبخند][لبخند][لبخند]