مرگ.......کمک........حلاليت

اخه من چه کاری می تونم برای کسی انجام بدم که به اندازه یه دنیا با من فاصله داره. من به آدمهایی که کنارم هستند هم نمی تونم کمک کنم چه برسه به اون خدا بیامرز. خدایا تو بگو چه کمکی؟ چه کاری از دست من بر میاد؟ من چه کاری می تونم براش انجام بدم؟ من خیلی تنبلم می دونم اما این دفعه  واقعا نمی دونم باید چه کار کنم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خودم خواستم خوابشا ببینم و دیدم. وای نمی خوام دوباره اون صحنه را بیارم جلو چشمم.

خدایا اون از من کمک می خواست اما من نتونستم کمکش کنم آخه چه جوری؟

اون از کسی حلالیت می خواست که من نمی تونم بهش زنگ بزنم، اگر زنگ بزنم فکر می کنند این یه بهونه ست برای.......... و شاید هزار فکر دیگه. شایدم اصلا فکری نکنند.

 

من دوباره هم خواب اون خدا بیامرزا دیدم اون از یه بلندی خودشا اویزون کرده بود.

نمی دونم این خواب چی بود!!!؟ اون کمک می خواست؟ حلالیت می خواست؟ آخه اون دستش از این دنیا کوتاست. اما من چی؟

اون خرمایی را که به نﯽتش گرفتم حتی یه دونشم نخوردم حتی وقتی روزه بودم بااون افطار نکردم، اما مثل اینکه قسمت نبود اون خرما ها برای اون خیرات بشه.

تنها کاری که براش کردم این بود که براش« الرحمن» خوندم، خوندم و اشک ریختم، خوندم و زار زدم.خونم و سوختم.

منم  یه روزی مثل اون زیر خروارها خاک می خوابم و به کمک و دعای زنده ها نیاز دارم. یعنی کسی می تونه کمکم کنه؟ یعنی کسی بمن فکر می کنه؟

نه................. فقط اونه که می تونه کمکم کنه، البته اگر بخواد. ولی اون خیلی مهربونه به امید خودش که دستما بگیره.

اما من خیلی میترسم خیلی خیلی خیلی.

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
ارین

سلام مهدیس خانم.....چقدر وبلاگ قشنگ وخوشکلی دارين......متنتونم خيلی زيبا بود....خیلی هم قشنگ مینویسین...... اگه داداشي کوچکتم لايق دونستی و بهش سر زدی.خيلی خيلی خوشحالش کردين.....دوست و يار هميشگيت داداشی ارين

rira

سلام.خدابزرگترازآن است که وصف شود که نبخشد که نخواهد....ازخوندن وبلاگت لذت بردم.موفق باشی.

ميثم

با سلام ... مهديس خانوم نگفتي اين خدابيامرز كي بوده و چقدر با شما مانوس بوده؟ براي اين ميپرسم كه آدم خواب كسي رو ميبينه معمولا كه طرف از شما توقع داره يا دستش به شما ميرسه و ميتونه از شما كمك بخواد ... به نظر من مرگ چيز بدي نيست ... من فقط از خشم و عذاب خدا ميترسم والا از خود مرگ ترسي ندارم ... به هر حال ...

mohammad

جدا احساس می کنی بعد از مرگ این چیزها وجود داره؟؟!!!

farid

سلام.... جالب بود ...... من یه زمانی خیلی ازخدا میترسیدم .... ولی الان از طبیعتش بیشتر میترسم .... اونقدر مهربون هست که ......... (از میثم من بیشتر میترسم:D)

ehsan

سلام.خيلی از ماها نميدونيم خدا کيه و چيه.اونوقت حرف از معرفت الهی و پاکی و....ميزنيم.بهتره اول خودمونو خدارو بشناسيم و بعد تازه راجب چيزی فکر کنيم.حالا حرف زدن بماند.شاد و پيروز باشين در پناه حق.بدرود