روز آخر قرار

يادته تو اوج پاييز ، آخرين لحظه ديدار

خب مواظب خودت باش، دو سه بار،دوباره تكرار

يادته به ماجرامون چقدر نگاه مي كرديم

تا يكي دلش بياد و بگه خب، خدا نگهدار

تو خداحافظي كردي، دل من يك كم تكون خورد

بعدش اسمتو نوشتم روي ساقه ي سپيدار

بارون گريه كه باريد از تو ابر غصه هامون

هردومون سر و گذاشتيم روي آجراي ديوار

يه بار ديگه مي پرسم، راس راسي بايد جدا شيم؟

يادته اشك تو افتاد روي سيم گرم گيتار؟

منم انگار مث اشكت ازچشات افتاده بودم

يه جوري دلت مي لرزيد پس ديگه نكردم اصرار

خيلي اونجا مونده بوديم همه ما را ديده بودن

بد جوري نگاه مي كردن مردم كوچه و بازار

نگاتو گرفتي ازمن گفتي خب كاري نداري

من شكستم ولي گفتم برو به اميد ديدار

دو سه تا فردا گذشت و من ديگه تو را نديدم

شنيدم ولي رسيدي به يكي شبيه دلدار

دل من دوباره لرزيد مث اون لحظه آخر

خاطرت، هرچي كه گفتي، شد رو روياي من آوار

حالا موندم از خدامون چي بخوام، خوشيت يا غصت

همه گفتن عكس اونو ديگه از رو طاقچه بردار

اما من ميگم خدايا، من كه كلي غصه دارم

غماي اونم بگيرو باز به اين ديوونه بسپار17.gif02.gif

خداكنه هيچ كس اين روز و اين لحظه را هيچ وقت نبينه و درك نكنه كه تحملش خيلي سخته خيلي…

با تشكر از مريم عزيز كه خيلي شعراشا دوست دارم.

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
farare

سلام.خوبی .ميدونی تو اين شرايط بايد چکار کرد........؟ بايد صبر و تحمل کرد به خودت بگی که شايد خدا داره امتحانم ميکنه ..شايد يه حکمتی تو اين کاره.........شايد الان ميگی تو که نمی فهمی من چی ميکشم اما نه من تو اين شرايط بودم و ميدونم چی ميکشی .هيچی سخت تر از جدای نيست.پس به اينده فکر کن .شاد باش و مواظب خودتم باش بای

ميثم

با سلام ... زيبا بود ... خوش باشين ... به هر حال ...

moji_co

سلام خوبی دختره مهربون . می دونم اين شعر رو واسه ی کی خوندی (: در ضمن منتظره شعرای خودت هستم به امید موفقیت های پیاپی