عشق از نكاه درسي

       

شيمی: عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر مي‌كند؛
فيزيک: قلب مانند يک آهنربا عشق را جذب می کند؛
ادبيات: عشق مانند لی‌لی و مجنون اثر نظامی است؛
تربيت بدنی: عشق تنها توپی است که هيچگاه به out(اوت) نمی رود؛
معارف اسلامي: عشق موهبتی الهی است؛
هندسه و مثلثات: نسبت عشق به قلب مانند نسبت Sin به Cos است؛
زيست شناسی: عشق نوعی بيماری است که ميکروب آن از راه دل وارد می شود؛
زبان: عشق تنها فعلی است که ed نمی گيرد و به past (گذشته) بر نمی گردد؛
زمين شناسی: عشق تنها فسيلی است که در قلب می ماند؛
بيمه: عشق تنها خطري است كه نمي‌توان قلب را در برابر آن بيمه كرد؛
كامپيوتر: عشق تنها ويروسي است كه بوت سكتور ديسك سخت را آلوده مي‌كند

جواب جيستانهاي قبلي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

1_ حرف » ت»

2_FJS مخفف فول جوات سيستم و USA  مخفف يونجه سراي اردبيل يا يوم ا... سيزده ابان

3_ برف

4_ سيكار

/ 4 نظر / 12 بازدید
مهدی

سلام جالب بود يه سر به من بزن

حامین

جدا از معارف به درس زيبا و خواندنی عربی هم يه نيم نگاهی مينداختی:(

alireza

سلام . مثل هميشه از اينکه به من سر زدی ممنونم .بازم سر بزن اپديت کردم .موفق باشی . بای

شاهرخ ( طریق عاشقی )

بی بهانه سلام نازنين اين نيز بگذرد غروب بود وخورشيد ملول آرام آرام در قاب شكسته چشمانم مينشست و گلبرگهاي سرخ نگاهش را در بركه اشكهايم فرو ميريخت آنگاه اندوهي سترگ بر شانه هاي لر زانم آوار شد و من راهوار تنهايي شد م با كوله باري از آوازهاي دلتنگي در كوچه مويه سوزناك باد ميآ يد رودي از هراس در رگها يم جاري بود هيچ روزني نگاه مضطربم را به خويش نمي خواند و من همچنان رها و سر گردان چون بادهاي پريشان مو يه گر مان كو چه تنهايي پرسه ميزد م هواي دلم گرفته بود و پرنده ايي مغموم آواي خون آلودش را به دهليز تنهاييم ميتنيد ميدانستم ميدانستم كه وقت گريستن است ولي كاش ميتوانستم تمام دلتنگي هايم را در معبر فراموشي بگريم دريغا ابر چشمانم دير گاهي است كه آسان نمي گريد چراغ ديدار زماني دراز فروزان خواهد بود ولي هنگام جدايي لحظه اي بيش نخواهد پا ييد تا درودی ديگر بدرود نازنين