بچه های بی گناه

قدم به قدم دنبال آدم راه می افتن.

_: خاله خاله از اینا بخر

نگاهش میکنم؛ صورت سبره تند با چشمای مشکی براق

_: خاله بخر تروخدا بخر. ترو قرآن بخر

_: خاله قسم نده. کار خوبی نمی کنی قسم می دی ها. ( و همین جمله اونا حریص تر می کنه برای قسم دادن)

_: خاله تو را امام رضا بخر. تو را به علی بخر. جون مادرت بخر

یه نیم نگاه چشم غره ای بهش می ندازم و سرم را بر میگردونم.

یک ربع دست از سرم بر می داره و در عرض دوساعت، هر ده دقیقه یک بار بین اون همه جمعیت پیدام می کنه و دوباره دیالوگ های تکراری را شروع می کنه.

_: این همه آدم چرا شما ها گیر دادید به من؟

_: تو باید بخری ازم. خاله تو 4 تا اسکاچ بخر

_: بذار شوهر کنم میام ازت میخرمسبز

به خنده من خنده ش می گیره و میگه

_: برا مامانت بخر

_: مامانم از اینا استفاده نمی کنه. ببین دعا کن این یه دوستی هم که برا ما مونده شوهر کنه بره، بعد من بیام براش اسکاچ بخرم.

دوست همراه از صبر و حوصله من حرصش می گیره و با اخم نگاهم می کنه.

یه کم جلوتر دوباره پیداشون میشه.

_: خاله یه بوق بزنم؟

_: بزن خاله

کلی ذوق می کنه و از خوشحالیش خوشحال میشم.

_: بوقش همین بود؟ چقدر صداش کمه

به دوستش که چند سالی بزرگتره می گم:

_: تو هم بیا بزن

با خجالت و لبخند سرش را پایین می ندازه.

_: حالا دیگه می ذارید برم؟

اسکاچ ها را ازشون میخرم. چند دقیقه دست از سرم بر می دارن و دوباره پیداشون میشه.

_: ای واااااااااااااااااای دیگه ولم کنید. خریدم دیگهنگران

و جوابش به من یه دهن کجی بامزه ست. ناراحت که نمیشم هیچ، خنده م هم میگیره.

کاش کسانی پیدا می شدن که به فکر این بچه ها بودن و یه فکری به حالشون می کردن که به این راحتی نیمکت های مدرسه را ترک نمی کردن و توی خیابون ها پرسه نمی زدن.ناراحت

/ 25 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل یخ

[پلک]الان رفتم خونه و دیم شما خونه ی ما بودید[چشمک] خیر باشه انشاالله[پلک]

محمد مهدی

سلام و سلام مهدیس جان یه کمی حوصله داشته باش رئیس جمهور کلی زحمت کشیده از 18 سال دیگه همه ی جوونا کار دارن و دستفروشی نمی کنند. درس هم رها نمی شه! جون خودشون برای آینده دارند کار می کنند.[تعجب] فعلا سرش به مدیریت جهان گرمه آینده را برا خودمون گذاشتند.[اوه]

محمد مهدی

راستی به ما هم اجازه میدی یه بوق بزنیم[قلب][دست]

haneel

یه دوست دارم از این بجه ها که میان سراغش خودشو میزنه به کر بودن !!!!!! واقعی ها یعنی ما ها هم فکر میکنیم چت زده اینجوری میکنه اونام میدیدن تو جوابشونو میدی خوششون اومده بوده

خانوم قهوه

[ناراحت][ناراحت] چی بگم والا ! تا بوده همین بوده !

بانوی آذری

چرا به تو میگفتن خاله؟!!!!!!!!!!!!! به من میگن خانم!...منم میگم بخدا پول ندارم...نه که دروغ بگما واقعن ندارم![نگران]

شمعدانی های قرمز

الهی فدای اون قلب مهربونت ///////// اون ادمها زنگار دلشون رو هیچ اسکاچی پاک نمیکنه اخه برای همین نمیبینند این بچه ها رو

میثاق دانشجوی پرستاری

برايـم نقطه ی پايانــه عشقت چرا که درد بی درمـانـه عشـقت اساس و پايـه ای محکم نداره شبيــه مدرک کُـردانه عشقت!

نیلوفر

ایشالله عروسی خودت[چشمک] حسابی سرت شلوغه ها ولی عروسی رو برو قبل همه برو که خلوت باشه فوقش میبرنت از پله ها بالا