بازیگر ناشی

حوصله خط چشم کشیدن ندارم. فقط یه مداد سیاه داخل چشم هام می کشم تا از اون حالت ساده در بیاد. بذار این دفعه اینجوری منو ببینه.

دوست دارم این دفعه برای اولین بار منو با عینک طبی ببینه و منم اینجوری بهتر ببینمش !

تا از در میاد تو می گه چرا بی حوصله ای؟ زود پا شدی؟ خوابت میاد؟

لبخند می زنم سعی می کنم با لحن سرخوشانه ای که به صدام می دم، منکر همه چیز بشم.آخ

_ بی حوصله نیستم. خوبم

_ همه چی آرومه؟ (سوال همیشگی)

_ اوهوم

میگه در مورد طوفان فکری چیزی شنیدی؟
میگم در مورد فکر هیچی نمی خوام بشنوم.... تا اطلاع ثانوی
مغزم داره منفجر میشه از ف ک ر. معده م درد می کنه از این همه فکر

بذار خالی شم......


و از فکرایی که همون موقع به سرم می زنه چشمام مرطوب میشن. نمی دونم تونستم پشت شیشه عینک مخفی شون کنم یا مثل همیشه بازیگر خوبی نبودم؟سوال

/ 17 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام مهدیس امیدوارم شاد باشی همیشه بعضی وقتا اشک سبکمون میکنه[چشمک]

مامان پارسا

مهدیس جان بیا عزیزم واضح توضیح بده بگو جریان چیه ؟[چشمک]

samira

نبينم غمگين باشي خانمي[قلب] ولي من اينقدرتابلو غمگين ميشم كه عالم وآدم ميفهمند[قهقهه] اهل پنهون كردنش نيستم[چشمک] جيگر زندگي100سال اولش سخته[فرشته][بغل][خجالت][نیشخند]

مونا

مهدیس خیلی مشکوکی[نیشخند] راستی خیلی وقته از حامی ننوشتی...سوسکی چیزی نکشتین دوتایی ؟[پلک]

محمد

سلام مهدیس امیدوارم خوش سلامت باشی بیادتم اینم تقدیم شما[گل]

پرینسس

سلام مهدیس خانم ما پس که نمیتونه غم واشکتو پنهون کنی اینکه خوبه ادم کسایی رو داشته باشه که متوجه تمام حالتهاش بشن[قلب]

کاوسی

سلام بر مهدیس خانم اشک دیشب گفت حال گریه داری، گفتم آری غم صدا زد دل بدستم می سپاری، گفتم آری عطر گیسویش چو جان می داد جسم مرده ام را گفت در این کوچه باز امید یاری، گفتم آری

نرگس

سلام مهدیس عزیزم [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

محمد مهدی

سلام در سال همت و تلاش مضاعف ف ی ل ت ر مضاعف شدم.[افسوس] پس در دیار قریب غریبه ام http://1sobhe14.persianblog.ir/