"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

ماه من غصه نخور, زندگی جزر و مد داره دنیامون یه عالمه, آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور, همه که دشمن نمی شن همه که پر ترک, مثل تو و من نمیشن

ماه من غصه نخور, مثل ماها فراوونه خیلی کم پیدا میشه کسی, رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور, گریه پناه آدماست ترو تازه موندن گل, ماله اشکه شبنماست

ماه من غصه نخور, زندگی بی غم نمیشه اونیکه, غصه نداشته باشه آدم نمیشه

ماه من غصه نخور, خیلیا تنهان مثل تو خیلیا, با زخمای زندگی آشنان مثل تو

ماه من غصه نخور, زندگی خوب داره و زشت خدا رو چه دیدی شاید, فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور, زندگی بی غم نمیشه اونی

..............................................

این شعر را یه جا خوندم خیلی خوشم اومد بعد هم دوست داشتم اینجا بنویسمش.

۱٢ بهمن ۱۳۸٦ | ۱:٢۱ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................