"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

روی گل شما به سرخی انار

شب شما به شیرینی هندوانه

خنده ات مانند پسته

عمرت به بلندی یلدا

..........

محفل آریایی تان طلایی

دل های تان دریایی

شادی ها تان یلدایی

مبارک باد این شب اهورایی

 

(این از تبریک شب یلدا.)

وای که یک وقتایی از دست این دخترها و خانمها و کارهای عجیب غریبشون شاخ در میارم.

دیروز کلاسمون زود تعطیل شد و اومدیم با بچه ها دور یه میز نشستیم و از این ور و اونور گفتیم.

نمی دونم چرا انقدرکلافه بودم. اصلا حوصله اونجا موندن را نداشتم. انگار دربی پز دادن شروع شده بود. این می گفت تموم میشد اون یکی شروع می کرد. من هم با لبخند نگاهشون می کردم و برای ساکت نبودن تیکه کوتاهی می گفتم به نشان اینکه بگوشم.

نمی دونم یا من پیر شدم که دیگه حوصله پز دادن و پز شنیدن ندارم یا استثنا دیروز حوصله نداشتم. یا شاید هم من بد برداشت کردم و اصلا اون حرفا پز حساب نمی شدن.

ولی فکر نمی کنم مردها زیاد اهل پز دادن باشند (این همه بدیشون را گفتم یه بار هم ازشون تعریف کنم با ما بد نشن) هر چند مردای این زمونه انقدر تغییر کردن که بعید نیست پز دادن هم به محسناتشون اضافه شده باشه.

به هرحال بی خیال.

 

عید غدیر مبارک

 

التماس دعا

٦ دی ۱۳۸٦ | ٧:٠٥ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................