"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

اول می خوام صمیمانه تشکر کنم از دوستان خوبم که در پست قبلی برام کامنت گذاشتند و نظراتشون را برام نوشته بودند. دلم می خواست در این پست نظر خودم را در مورد تک تک نظرات دوستان می گفتم اما یکی اینکه وقت گیره و یکی دیگه هم اینکه بحث تکراری میشه و از حوصله دوستان خارج.

دوستان گلم بدونند که نظرات همشون برای من قابل احترامه چه موافقین٬ چه مخالفین و هزارن بار سپاس و تشکر که من را با نظراتشون آشنا کردند.

بعضی ها منظور من را یه کم اشتباه متوجه شده بودند همانطور که گفتم من از این ناراحتم که بی عفتی و بی غیرتی داره امری عادی میشه.

به مرور و شاید به فاصله سریعی از ابهت واژه  مرد کاسته میشه.

این موارد و یکسری دیگر از موارد برای من رنج آوره.

هرچند که می دونم  مشکل جامعه ما به همین موارد ختم نمیشه و بسیاری از مسائل وجود داره که جامعه درگیرشه.

-------------------------------------------------

چند روزه به این بیت زیاد فکر می کنم:

 

*هر که در این جام مقرب تر است

                                   جام بلا بیشترش می دهند *

 

البته امیدوارم که برای ما هم اینطور باشه.

 

دیروز خیلی به هم ریخته بودم که این sms  اومد:

تاریک ترین دقایق شب نزدیک ترین دقایق است به سحر

 

کتاب دعا باز می کنم بخونم٬ شاید آروم بشم صفحه ای که باز می کنم نوشته:

و سلام خدا بر آنان به خاطرآنکه صبر و شکیبایی نمودند.

 

حدیثی می شنوم از امام علی (ع):

در اوج سختی٬ فرج نزدیک است.

 

فال روز را در روزنامه ایران می خونم که نوشته:

دوران سختی را می گذرونی اما بدان که این آزمونی ست که باید آن را پشت سر گذاری تا بتوانی به موفقیت های بسیاری برسی.

 

و این را خودم هم می دانم که این آزمونی ست بسیار سخت٬ فقط خدا کنه بتونم سر بلند بیرون بیام٬ خدا کنه توانم را از دست ندم٬ توان امروزم از دیروزم خیلی کمتر شده انگار هر چه سریع تر دارم به انتهای کوچه بن بست می رسم٬ هر چند که قدم هایم را کند بر می دارم تا دیرتر به انتها برسم اما دستی نامرئی مرا به جلو هل می ده.

گفتمت كه تو سلطان خوب روياني * بجاي سبزه تو از خاك خوب روياني

هزار يوسف زيبا برآيد از هر چاه * چو چرخه و رسن حسن را بگرداني

ز بس رونده جانباز جان شدست ارزان * بعهد عشق تو منسوخ شد گرانجاني

چه داند و چه شناسد نواي بلبل مست * كلاغ بهمني و لك لك بياباني

شمس تبریزی

 

۱٥ خرداد ۱۳۸٦ | ۳:٢٦ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................