"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

از مرد وفا مجو، مجو، هرگز

ما نفهمیدیم باید محبت را ابراز کنیم یا نه؟

ما نفهمیدیم باید بگیم دوست داریم یا نه؟

ما نفهمیدیم باید تحویلشون بگیریم یا نه؟

ما نفهمیدیم باید به حرفشون گوش بدیم یا نه؟

ما نفهمیدیم گیر دادنشون را به حساب دوست داشتنشون بذاریم یا غیرتشون یا..؟

ما نفهمیدیم جنبه محبت را دارن یا نه؟

ما نفهمیدیم

آخر ما نفهمیدیم که نفهمیدیم

انجام ندادن هر کدام از موارد بالا یک مشکل دارد و انجام دادن آنها هزاران مشکل!!!!! 

این هندوانه سر بسته قصد باز شدن ندارد که ندارد

یه نکته در گوشی به دخترا:

مرد جماعت جنبه محبت زیادی را نداره............ می گی نه. امتحان کن!!!!!!!!!!

خبرش را به منم بده

منتظرم

۱٦ آبان ۱۳۸٥ | ٩:۱٥ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................