"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

حافظ وصال می طلبد از ره دعا

یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

 

این هم شاه فال من در شب یلدا.

شب یلدای امسال هم با تمام طولانی بودنش امد و رفت. مثل همه ما که با تمام دبدبه و کبکبه مون یه روز میاییم و یه روز هم بی سرو صدا کوچ می کنیم و میریم. بدون اینکه چیزی از دنیا کم بشه یا حتی تغییری در اون ایجاد بشه. بدون وارد امدن کوچکترین خدشه ای به دنیا، از این دنیا رخت می بندیم.

 

اغلب سنت های قدیمی یواش یواش داره فراموش میشه. مادر بزرگ ها دیگه توی خونه ها مهمونی شب یلدا را برگزار نمی کنند و به طریقه ی خیلی امروزی بچه ها را به صرف شام بیرون دعوت می کنند. دیگه پدربزرگها قصه ای تعریف نمی کنند. کمتر کسی یاد حافظ و فال حافظ می کنه. انار و هندوانه و سیب قرمز جاشون را با خوردنی های فانتزی عوض کردند.

اما،ای کاش به جای اینکه سنت های شیرین به فراموشی سپرده شن اون سنتهای زشت و بی معنا را به باد فراموشی می سپردیم و خودمون را از بعضی بندها خلاص می کردیم.!!!

 

تو که نباشی همه شب یلداست.

 

شادی هایت به بلندی امشب و غمهایت به کوتاهی امروز باد.

 

 

شب یلدا این SMS را پنج بار برام فرستادند.

 

 

۳ دی ۱۳۸٤ | ٩:٠۸ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................