"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

 

 

بي هست تو نيست مي گردم

درجهان چون پروانه اي،مي گردم

به فريادم برس كه

بي تو پوچ مي گردم

به بالينم بيا كه

بي تو نابود مي گردم

بي تو هيچم و باتو در اوج

بي تو نيست، در هستي مي گردم

بي تو،چون قطره اي دل كوهها را مي شكافم

به شوق اينكه پي تو، زيبا، مي گردم

تورا مي بويم و مي جويم

در همه جا ديوانه وار پي تومي گردم

به پير مراد عشق گفتم عشقم را مي جويم

كه اگر به من برش گرداني،دور تو مي گردم

تبسمم محو شد واشكم پديدارگشت

هم اكنون تكه تكه ذوب مي گردم

فريادي ميزنم تا آسمان،مي گويم

پي تنها ماه زندگيم مي گردم

 

۱٠ آبان ۱۳۸۳ | ٢:٥٧ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................