"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

 

داشتم فكر مي كردم چرا همه زنها و مردها و همه دخترها و پسرها باهم مشكل دارند؟ چرا انقدر عقايدشون با هم فرق ميكنه؟چرا انقدر اختلاف نظر دارند؟

و خوش بختانه يك جواب هم براش پيدا كردم.

اين همه مشكل براي اينه كه ما نيمه گمشده واقعيمون را پيدا نكرديم.اگر به اون نيمه گمشده وجودمون مي رسيديم. قطعا انقدر مشكل نداشتيم. چون وقتي عشق و دوست داشتن واقعي در كار باشه.خيلي از مشكل ها حل ميشه. وقتي كسي را از ته دل دوست داشته باشي نمي توني ناراحتش كني يا اگرهم ناراحتش كني، زود سعي مي كني از دلش درآري. نمي توني عذابش بدي. نمي توني دلش را بشكوني.نمي توني شاهد زجر كشيدنش باشي.

پس مطمئن باشيد اگر نيمه گمشدتون را پيدا كنيد، در آينده بادردسر ومشكلات مواجه نمي شويد.

ويك سوال ديگر. چرا طبيعت زن و مرد باهم فرق داره؟

زيرا هرچيز با نيمه ناسازگارخويش معنا و نماد پيدا مي يابد.مانند شب و روز و سپيدي و سياهي.

درياد خود جهاني بي زن را به پندار بكش. جهاني بي ارزش و خاموش است.

چنين نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به اميد روزي كه نيمه گمشده خود را بيابي.

 

٢ آبان ۱۳۸۳ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................