"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

 

مي كويند در سرزميني شيطان فرود آمدو به خوشبختي مردم آن شهر غبطه خورد.تصميم كرفت كه مردم شهر را به فلاكت كشاند.

فكر كردونقشه كشيد كه آب را بر مردم ببندد، قحطي و خشكسالي را درشهر رواج دهد.اما مردم نوشيدني هاي ديكر را جايكزين آب كرده و با جيره غذايي كه داشتند اجازه ندادند كه شيطان پيروز شود.شيطان تصميم كرفت مرضي را شيوع دهد.اما علم بيشرفت كرده بود و راه درمان اغلب بيماريها كشف شده بود.بس اين كار هم نتيجه اي نداشت.

بار ديكر تصميم كرفت. اين بارعلم و دانش مردم را كاهش داد اما مردم با استفاده از تجربه هاي قبلي در زندكي، تغييري در زندكيشان رخ نداد.

نقشه هاي زيادي كشيد اما هيج كدام شيطان را به هدفش نرساند.

تصميم كرفت مردم شهر را به فقر بكشاند، اما مردم با اميد و عشق به زندكي ادامه دادند.

دراخر تصميم كرفت "دوستت دارم" را از فرهنك لغات ان شهر حذف كند.

و در اين زمان بود كه مردم به اوج بدبختي رسيدند.

ديكرمردم، تاب تحمل مشكلات را نداشتند.تمام دوستي ها به دشمني تبديل شد.زندكي ها ازهم پاشيد.بيماري و افسردكي دردهاي بي علاج كسترش بيدا كرد.ارامش از شهر رخت بربست.وزندكي مردم زيرو روشد.وشيطان به نتيجه دلخواهش رسيد.

حالا يكي بمن بكه من را كي نفرين كرده كه هر كسي را دوست داشت باشم نمي تونم بهش بفهمونم.حتي كسي را كه حاضرم جونم را هم خالصانه تقديمش كنم.حتي مادروپدري را كه مخفيانه باعشق به جشمانشون خيره ميشم.حتي كسي را اكر يكروز تركم كنه ديكه يكروز زندكي كردن را هم نمي خواهم.حتي كسيكه در زندكي من خيلي بهم لطف كرده و دراكثر لحظه ها تنهام نذاشته و سنك صبورم بوده(ايداي عزيزم).حتي كسي را كه غم را تو جشماش ميخونم و ميدونم محتاج ديدن ذره اي محبت از طرف منه.

اما نمي تونم نمي تونم نمي تونم..........چه كسي مي تونه كمكم كنه؟نه اينكه دلم نخواهد،نه،ازعهده ام بر نمي ياد.محبت زيادي نمي تونم به كسي بدهم. ميدونم با اين اخلاقم خيليها را ميرنجونم امانميتونم جه كاركنم؟

لعنت برشيطون.

 

٥ امرداد ۱۳۸۳ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................