"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد

یک راهکار فوق العاده کارساز و مجرب:

 

اگر دنبال یه راهی می گردید که یک آقا پسر را از اطرافتون دور کنید یا راحت تر بگم اون بنده خدا را بپیچونید یا فراریش بدید، فقط کافیه یه چیز بهش بگید یا یک شرطی بگذارید.

و اما اون شرط:

ازش بخواهید که در تمام دوران دوستی، فقط با یک نفر بمونه، می تونه یا نه؟

 

و مطمئن باشید به سرعت برق و باد از همون راهی که اومده، بر می گرده.whistling

۱٥ تیر ۱۳۸٧ | ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ | مهدیس | نظرات ()

About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................