"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد
نویسنده: mahdis - ۱۸ امرداد ۱۳٩٠

چند وقت پیش از شبکه 2 اومدند یه برنامه ای در مورد معلولیت، از من و خانواده ضبط  کردند. 4 تا آقا بودند که خیلی سریع باهاشون صمیمی شدیم و طی 4 ساعتی که اینجا بودند کلی گفتیم و خندیدیم. به خاطر مشغله این چند وقته، روی حرفایی که در مورد معلولین زده میشه خیلی حساس شدم و مدام مراقب بودم که همه حرف هایی که ضبط میشه عالی باشه و اگر یک فرد معلول یا غیر معلول اون برنامه را دید لذت ببره نه اینکه افسرده بشه و از حرف هایی که می شنوه، تاسف بخوره.

مدام با کارگردان بحث می کردم که این حرف باید گفته بشه و اون یکی نباید گفته بشه. بعضی وقت ها قانع می شدند و بعضی وقت ها هم ...

 وقتی رسیدگی و توجه خانواده را نسبت به من دیدند، سوال کردند:

-         این کار را می تونی انجام بدی؟

-         جواب، منفی بود.

سوال ها تکرار می شد و پاسخ ها باز منفی بود. آقای کارگردان گفتند: خوبه دیگه، بخور و بخوابه. از شرایطت ناراضی هستی؟ گله ای داری؟

-         نه. من از همون اول با شرایطم کنار اومدم.

-         بله. هتله دیگه. منم جای تو بودم از شرایطم ناراضی نبودم.

می دونستم که این گفته ها پخش نمیشه، پس باید حرف شون را بی جواب نمی گذاشتم، تا همه جوره متوجه شرایط بشن و فوری در مورد زندگی دیگران نظر ندهند. گفتم: اگر دست و پای شما را ببندند و شما را توی هتل بگذارند، از همه چیز راضی هستید و با همه مشکلات کنار می آیید؟ من اگر توی هتلم باشم علنا بخاطر محدودیت هایی که دارم مثل یه فرد دست و پا بسته می مونم. اما چیزی که برام مهمه اینه که تونستم با همه این تفاسیر با شرایطم کنار بیام.

از حامی سوال کردند چطور با شرایط خواهرت کنار اومدی؟

حامی با اقتدار و خیلی مردونه گفت: خوب اولش سخت بود. وقتی کوچیک بودم همش فکر می کردم چقدر خواهرم سختی می کشه. چقدر تحمل وضعیتش، برای خودش سخته. به خاطر همین مدام ازش سوال می پرسیدم. خواهرم انقدر جواب های قشنگی بهم می داد که همونا باعث شد من خیلی راحت با همه چیز کنار بیام. خواهرم توی همه زمینه ها به من کمک می کنه.

-         چه دغدغه ای برای خواهرت داری؟

-         دوست دارم هر جا که می رم خواهرم همراهم باشه اما خوب، خیلی جا ها امکانش نیست مثل سینماهایی که پله دارند یا پارک هایی که برای عبور ویلچر مناسب نیستند.

انقدر قشنگ صحبت کرد که بعد تموم شدن حرفاش، همه تشویقش کردند.

بعد از دو سه هفته برنامه پخش شد. موقع پخش انقدر تلفن و موبایل زنگ خورد که اجازه ندادند برنامه را کامل ببینم. همسایه دوران بچگی هام، یک ربع بعد برنامه من را توی فیس ب و ک پیدا کرده بود. همسایه ای که من فقط اسم مادرشون را چند باری شنیده بودم و آشنایی مون در همین حد بود ولی انقدر از دیدنم و فعالیت هایی که انجام میدم، ابراز خوشحالی کردند که برام خیلی عجیب و جالب بود. خوشبختانه همه از برنامه تعریف می کردند و می گفتند خیلی خوب صحبت کردی.

اما چیزی که خیلی خوشحالم کرد، خبر برگزیده شدن برنامه ی ما، بین دو هفته پخش برنامه های مختلف و متنوع بوده. خیلی دلم سوخت که خونه نبودم و نتونستم برنامه را ببینم اما از شنیدن خبرش کلی ذوق کردم. نه فقط بخاطر خودم، بخاطر اینکه احساس می کردم دینی که به گردنم بوده را تقریبا خوب ادا کردم.

من نماینده عده کثیری از معلولین بودم.  


...............................................

(مطلب بالا بیشتر از 1 ماهه که نوشته شده ولی ارسال نشده)

خوبه از شبکه 2 هم تشکر کنم بابت این چند وقته که گهگداری هم به معلولین پرداختند.لبخند

.............................................................

یه توضیح الزامی: اول یک دنیا تشکر. دوم، دوست جونا باور کنید از زمان پخش برنامه اطلاعی نداشتم و خودم هم غافلگیر شدم. یادشون رفته بود بهم خبر بدن.ناراحت

مرسی از محبت سرشارتونخجالت و ببخشید که قبل از پخش خبر ندادم.




نویسنده: mahdis - ٥ امرداد ۱۳٩٠

چه حس خوب و آرام بخشیه وقتی دلت خوش و پشتت گرمه به حمایت یه خدای مهربون.

.

.

.

شرمنده ام از لطف تو و غفلت خودم




About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................