از بچگی تا حالا یاد ندارم تونسته باشم کاری را یواشکی از مامان انجام داده باشم. نمی دونم از صدام، چشم هام یا چهره م ولی بالاخره هر چی که بود سریع متوجه اون اتفاق خوش یا ناخوشی که افتاده بود می شد.

دوستان پیک توانا (مجله تخصصی معلولان) زحمت کشیدند و در این شماره البته بر خلاف میل بنده، وبلاگ من را در مجله معرفی کردند.

مامان مشغول مطالعه مجله بود. چیزی که برام خیلی جالب بود این بود که اول اسم وبلاگ توجهش را جلب کرد! و با صدای بلند گفت: دختری که با مغزش راه می رفت؟!!!متفکر

کل پست معلولان و شبکه 2 را هم در ادامه معرفی وبلاگ آورده بودند. بعد از خوندن دو سه خط از متن، مامان میگه: هیچ اسمی که از تو برده نشده ولی به جون خودت همون اولش از سبک نوشتنش حدس زدم مال تو باشه. مثل نوشته های تو بود.

 

یعنی ایول به این مامان زرنگ و تیزبین.

                  ماشالله.

الهی زنده باشن و سلامت همه مادرهای زحمتکش.