"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد
نویسنده: mahdis - ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

فکر کن توی یه شهر کوچیک اگر خانم باشی و پشت فرمون بشینی، بد نگاهت می کنند

اگر صدای ضبط ماشین زیاد باشه، بد نگاهت می کنند

اگر از سگ و گربه بترسی، بد نگاهت می کنند

اگر لباس رنگ روشن بپوشی، بد نگاهت می کنند

اگر مانتوت کوتاه باشه، بد نگاهت می کنند

اگر ناخنت بلند باشه، بد نگاهت می کنند

اگر بلند صحبت کنی، بد نگاهت می کنند

 

حالا فکر کن اگر روی ویلچر نشسته باشی و زیادی هم به خودت رسیده باشی و خیلی هم خوش و خرم باشی و موسیقی زنده را هم زیر لب زمزمه کنی و یه عده از  جوون های فامیل هم اطرافت باشند و خدایی نکرده یه قلیون هم بکشی .......................

دیگه تصور کن چه جوری نگاهت می کنند؟؟؟

 

خدا را شکر از بچگی عادت کردم که به نگاه های دیگران توجه نکنم اما حامی که الان در سن نوجوونیه حساسه و از اینجور نگاه ها خیلی بدش میاد.

میگه می خوای انقدر نگاهشون کنم تا از رو برن؟

_: نه بابا بی خیال. توجه نکن. خوشگل دیدن خوششون اومده.

 

جالبه که فقط من متوجه نگاهشون نشده بودم و اصلا تو باغ نبودم.از خود راضی




نویسنده: mahdis - ٢٢ امرداد ۱۳۸۸

باورم نمیشه فوت یک همدرد مشترک که فقط اسمش را شنیده بودم انقدر روم تاثیر بذاره.

 

نوید مجاهد مدیر سایت special.ir در گذشت.

 

خدایش بیامرزد شنیده بودم که از راه دور خیلی برای بچه ها زحمت می کشه.

مدام برای آرامشش در اون دنیا دعا می کنم.

 

 

شب جمعه اوله که اون بین ما نیست

لطف می کنی اگر فاتحه ای یا صلواتی به روحش هدیه کنی.




نویسنده: mahdis - ۱٩ امرداد ۱۳۸۸

قربون محبت تک تک شماها که با کامنت ها و تبریکات گرم و صمیمانه ای که از شما گرفتم کلی شارژ شدم و انرژی گرفتم.I Love You

حالا خوبه من فقط یه اشاره کوچک کردم و ماشالله رو هوا گرفتین و پشت بندش کلی تبریک به سوی بنده روانه شد.give_heart.gif

اما اینکه گفتم مردادی ها بی نظیرن منظورم بقیه مردادی ها بود و حالا منم صدقه سر اونا قبول.

تا اونجایی که من پی بردم اغلب مردادی ها خونگرم، شاد، شوخ، پرانرژی و برونگرا و ... هستند.

امیدوارم هزار برابر اونچه به من انرژی دادید انرژی دریافت کنید.kiss.gif

با اینکه نبودم و نتونستم به هیچ کدوم از شما ها سر بزنم بازم تنهام نذاشتید و با عشق و محبتی که فرستادید ........بغل سرشار از یک حس خوبم هم اینک

 

اگر در سفر همراهم بودید حتما به بستنی فروشی سلطانی دعوت تون می کردم.

 

 

عدم خساست بنده ثابت شد آیا؟

........................................................

 

نیمه شعبان که میرسه تمام شهرهای ایران جشن و سروره حتی شهرهای کوچیکش. خیابون های آذین بندی شده، قدم به قدم شربت، شیرینی، آش، شکلات، آجیل مشکل گشا، بستنی، حتی مغازه های عسل فروشی عسل نذر کرده بودند و به مردم می دادند. (بنده به علت دل درد هیچی نخوردم)

قدم به قدم صدای مولودی بلند بود (البته به غیر از مولودی یه جا هم آهنگ ساسی مانکن را گذاشته بود) اسفند دود می کردن و هر کس به نوبه خودش می خواست در جشن میلاد امام زمان شریک باشه.

اما نمی دونم چرا تا قبل از مغرب، میون اون همه شادی دلم خیلی گرفته بود و یک تلنگر کافی بود تا ...girl_impossible.gif

..........................................................

 

خیلی پر توقعم اگر انتظار هدیه تولد داشته باشم از امام زمان؟؟؟خجالت

.........................................................

جایی که اون 3 روز ساکن بودیم همسایه ای داشت که از فامیل های دور بودند و من تا اون روز اصلا اونها را ندیده بودم. خانواده همسایه یک پسر بچه کلاس اولی داشت که از وقتی هوا تاریک می شد تا آخر شب به من گیر می داد که تو باید بیای خونه ما. من تو را دعوت کردم خونه مون.

از بغل من تکون نمی خورد و ماشالله یک ریز حرف می زد و آخر شب به زور مامانش باید می رفت خونه.

انقدر دلم سوخت که نتونستم به حرفش گوش کنمgirl_to_take_umbrage2.gif. اصلا هم با دلیل هایی که می آوردم قانع نمی شد و خودش صد تا دلیل دیگه می آورد که بنا به اون دلایل حتما باید می رفتم خونه شون.

حالا صبر کنم تا بزرگ بشه؟ از خود راضیزبان

.......................................................

 

برای مراسم عقد جوجه نبودم و بچه ام تلفنی چقدر گریه کرد و اشک منم در آورد.girl_cray.gif




نویسنده: mahdis - ۱۳ امرداد ۱۳۸۸

سفری در پیش داریم غیرمنتظره.

تا آخر هفته نیستم.ماچ

..................................................

 

 

مردادی ها بی نظیرند.

باور نداری؟

فقط کمی تحقیق. تحقیق کن.از خود راضی

......................................................

 

فیلم پوست موز را دیدم خیلی زیاد خوشم اومد.

فیلمی متفاوت که هم طنز داره هم آموزنده است هم .......

خیلی قشنگه دیگه. خودتون ببینید.

 




نویسنده: mahdis - ٩ امرداد ۱۳۸۸

توی آرایشگاه منتظر نشستم  تا جوجه کارش تموم بشه. یه دختر بچه 7 ساله تپل و با نمک طبق معمول دلم را می بره. اولش روش نمیشه زیاد نگاهم کنه و جواب سوالاتم را بده و گه گاه زیر چشمی نگاهم می کنه و گاهی هم با حرفایی که بین من و جوجه رد و بدل میشه لبخندی میزنه و سرش را می اندازه پائین.

دستیار مامانشه و با تمام وسایل آرایش و آرایشگاه آشناست.

براش دوست جدیدی پیدا میشه که 5 سالشه.

بر عکس شرمین لاغر و رو دار و پر حرف. اسمش هلیاست.

دو سه بار میاد پشت ویلچر را میگیره و هول میده.

شرمین بهش اخم می کنه و میگه نکن زشته.

به دوتا شون لبخند میزنم.

_: اشکال نداره شرمین جان

از شدت خجالت شرمین کاسته شده.

نگاهم می کنه و میگه: ببخشید دوستم شیطونه و شما را اذیت می کنه

نه گلم اذیت نمی کنه

از چیپسی که دستشه بهم تعارف می کنه

دوتایی از سر و کول هم بالا میرن و یه وقتایی یه گوشمالی و ...

3_4 ساعت معطلی بالاخره این حسن را داره که هر دوشون با من صمیمی بشن و منم از دست کاراشون و شیطنت شون غش کنم از خنده.

وقتی که کارشون یواش یواش داره به دعوا می کشه. می گم:

بچه ها دعوا میشه ها

 نه دعوا نمیشه. من باید اینو ادب کنم

 

چند دقیقه بعد

میاد با گلایه میگه:

این به من میگه قورباغه

تو دلم کلی می خندم. عجب ناسزای بامزه ای.زبان

نه . اشتباهی گفت.متفکر صبر کن من بگم شکل چی هستین؟

دوتاشون ایستادن روبروی من و با ذوق و هیجان منتظرن ببینند من چی میگم.

بگم؟

بله

دوتاتون شکل فرشته ها هستید

به هم دیگه نگاه می کنند و دعوای چند دقیقه قبل از یادشون میره.

شرمین میگه:

ولی ما که بال نداریم

هلیا با شادی دستاش را باز می کنه و تکون میده و میگه:

اینم بال

می گم:

اخ جووووووووووووووون راست می گه اینم بال. حالا شدین دو تا فرشته خوشگل.

 

 

 

خوش به حالشون

چقدر زود کینه و دعوا را یاد شون رفت

چقدر زود شادی تمام دلشون را پر کرد

چقدر زود احساس فرشته بودن کردن

چقدر زود باور کردن که می تونند فرشته باشند

 

                                          چقدر فرشته ها به دلشون نزدیکن




نویسنده: mahdis - ٦ امرداد ۱۳۸۸

یه وقت هایی فکر می کنم خدا دلش نمی خواد و نمی ذاره من گناه کنم و این حس خوشایندی است.

(البته امیدوارم حسم درست باشه و خیلی خوش بینانه نباشه)

چند وقت قبل اومدم نوشتم که روزی چند نفر با شماره های مختلف مزاحمم می شن و این برام یه عذاب بود. از اون موقع تا الان خونه مون نقطه کور شده و  بر عکس قبل که آنتن دهی عالی داشت الان اصلا آنتن نمی ده

حالا هر کسی با بدبختی می تونه با من تماس بگیره و احتمالا افراد بیکاری که قصد مزاحمت داشتن وقتی شماره می گیرند و با پیغام ״ تماس با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد ״ مواجه میشن،  خسته میشن و از شماره گرفتن منصرف.

 

نزدیکه یک ماهه (از بعد عروسی) کیف لوازم آرایشم که تمام دار و ندارم ، تمام وسایل خوبم (نزدیک 40_50 تیکه)  توش بود گم شد. انقدر روش حساس بودم و مواظبش بودم که اگر پارسال این اتفاق افتاده بود احتمالا تا الان دق کرده بودم.

دوستم می گه انقدر داغش را به دل ما گذاشتی تا اینکه ...

از اونور خودش می گه من اگر جای تو بودم تا الان چند تا سکته را زده بودم.

اما الان فکر می کنم گم شدنش بی دلیل نبوده.

 

قطعی sms ها با اینکه سخت بود و حوصله آدم را سر می برد اما یه جاهایی به نفع من شد.

و چند مورد دیگه که اینجا جای  شرح و بسطش نیست.

 

مکه و مدینه خیلی از خدا خواستم کمکم کنه گناه نکنم.

امیدوارم این روال همچنان پایدار بمونه.

....................................................

 

عجب حس خوبی بهم دست می ده

                                   موقع گفتن ذکر:

                                                  

                                                 یا کاشف الکرب عن وجه الحسین

                                                 اکشف کربی بحق اخیک الحسین علیه السلام

 




نویسنده: mahdis - ٢ امرداد ۱۳۸۸

فکر نکنید فقط من و یک عده قلیلی فمینیست هستیم. لطف کنید شب ها برنامه این شب ها را از شبکه اول ببینید. این دو هفته که موضوع برنامه ارزش و جایگاه زن در اسلام بود کلی لذت بردم و پی بردم به اینکه نباید بدنبال مطالب و مقاله های غربی باشیم و همین اسلام خودمون در حدود هزار و خورده ای سال پیش خیلی اصولی و منطقی جایگاه زن را در بالاترین نقطه نشون داده.

 

و خوشحالترم که چند وقت پیش نواری دستم رسید که در مورد تعدد زوجات صحبت می کرد و من که همیشه فکر می کردم در این زمینه ظلم بزرگی به زنان شده، فهمیدم که نه خیر این جوری ها هم نیست که هر کس دلش خواست می تونه به راحتی و بی علت بره مجدد ازدواج کنه و زن دوم بگیره.

حتی در مورد پیغمبر هم بخاطر شرایط زمانه و اوضاع نابسامان اون زمان آیه نازل شده و به دستور خداوند تعدد زوجات بر پیغمبر واجب شد. تازه اونم بعد از فوت حضرت خدیجه.

 

آقایون زیاد خوش خیال نباشید و تا کمی خم به ابرو میاد و آزرده خاطر میشید، نگید میرم زن می گیرم.

الکی صابون به دل نزنید از این خبرها نیست.

کسی که وجدانش بیدار باشه و به دین معتقد باشه خیلی موانع سرراهش قرار داره برای ازدواج مجدد.

.................................................

 

امروز برنامه نقره " گیتی خامنه ای " را دعوت کرده بود (مجری برنامه کودک دوران ما) و باز هم مثل چند برنامه قبل من را برد به دوران خوش کودکی و خاطرات شیرینش که نا خود آگاه لبخند را روی لبام می شونه.

.................................................

 

یک نفر کامنت گذاشته بود که اگر می خوای اولین زن باشی ... اینکار را انجام بده.

به عرض دوست عزیزم برسونم که به علت خودشیفتگی یا هر چیز دیگه ای بنده همین جوری هم در خیلی از زمینه ها خودم را اول می دونم.خجالتچشمک

.................................................

 

دانلود اذان می گویند ...

عـــــــاشقـــان پــنـــجـره بـــــازاســت اذان مـی گویـنــد
قــبـلــه هـم سـمــت نـمــازاســت اذان مــی گویــنـــــد




About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................