"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد
نویسنده: mahdis - ٢۸ بهمن ۱۳۸۸

خیلی سال پیش وقتی بچه بودیم:

چشماتو ببند

یه آرزو کن

Plurk Wish List

 

 

 

 

 

چشمهام را می بستم و قبل اینکه

 

فکر آرزو باشم به فکر این بودم که آخرین بار کدوم چشمم را خاروندم و مژه زیر کدوم چشمم افتاده ؟؟؟ ...

شاید اسمش تقلب باشه ... شایدم زرنگی

ولی انقدر رسیدن به آرزوها برام مهم بود، که دست به تقلب بزنم.

چقدر ساده بودم که فکر می کردم اگر افتادن مژه را درست تشخیص بدم آرزوم برآورده میشه و همه چیز همون جور میشه که من می خوام.

بزرگ شدم

اندازه آدم بزرگا

اما آرزوهام ... کجا رفتن؟ چی شدن؟ چرا نیستن؟

 

و نمی دونستم یه زمانی به سنی می رسم که همه آرزوهام پوچ میشن و به هیچ کدوم نمی رسم

و سعی می کنم برام مهم نباشه.

.................................................................

 

مهم نیست که روز ولنتاین هدیه ای دریافت نکنی

مهم اینه که سعی می کنی عاشق نشی و از این بابت خوشحال و راضی هستی.مژه

 

مهم نیست که هدیه ولنتاین مامان به دستم نرسید

مهم اینه که به فکرم بوده و می خواسته که برام کیف خوشگل بخره.ماچ

 

مهم نیست که امسال اس ام اس های تبریک ولنتاینم کم بود

مهم اینه که توی دنیای مجازی کلی دوست خوب دارم که بهشون عشق میدم و عشق می گیرم.قلب

 

Love wallpaper - love wallpaper




نویسنده: mahdis - ٢٦ بهمن ۱۳۸۸

از: خدا

به : تو

تاریخ : امروز

موضوع : خودت

رفرنس نامه : زندگی

 

من خدا هستم امروز می خواهم به تمامی مشکلات تو رسیدگی کنم به کمک تو هم نیازی ندارم پس روز خوبی داشته باشی

 

من دوستت دارم و بخاطر داشته باش  وقتی شرایط بنحوی هستند که تو نمی تونی از پس مشکلاتت بربیای اصلا سعی نکن که خودت پی راه حل باشی بلکه اونها را بعهده خداوند بگذار

 

زمانش که برسد خودم رسیدگی می کنم تمامی مشکلات حل می شوند اما در زمانی که من تعیین می کنم نه زمانی که تو می خواهی

 

وقتی که مشکلت رو پیش من می فرستی دیگه دلیلی برای نگرانی نیست بجای نگرانی روی چیزهایی تمرکز کن که الان توی زندگیت داری.

شاید تصمیم بگیری که این پیام رو برای یک دوست بفرستی متشکرم با این کار شاید از طریق جدیدی شرایط زندگی اونها رو لمس کنی که تا الان نمی دونستی

 

حالا امروز یک روز خوب خواهی داشت

 

خدا اکنون تلاش و دست و پا زدنت رو دیده و دستور می ده که دیگه تموم شه

برکت خدا داره به سمتت می آد

از آسمون برات نعمت می باره. آرامش. سلامتی. زیبایی. و هر چی که تو بخوای.

 




نویسنده: mahdis - ٢٤ بهمن ۱۳۸۸

اخلاق و عادت بدی که دارم اینه که؛ هر وقت یه دردی میاد سراغم، می ترسم موندگار بشه و دست از سرم برنداره.ناراحت

حالا این سه روزه گردن دردی که دارم هم عذاب روحی برام داره هم جسمی.

حتی موقع دراز کشیدن هم آروم نیستم. انقدر غر و گریه و آه و ناله کردم که مامان بیچاره دست به نذر و نیاز زده افسوس تا زودتر خوب بشم.

خیلی بده که آدم در هیچ حالتی راحت نباشه و همش احساس درد داشته باشه.

اهل قرص خوردن هم نیستم. مامان شال گرم می بنده، پماد میزنه ماساژ میده ولی همچنان خوابیده و نشسته درد می کنه.

این نوشته ها را بخونید تا گردن درد نگیرید:

گردن درد علل و راه حل

چرا دچار گردن درد می شویم؟

درمان موثر گردن درد




نویسنده: mahdis - ٢۱ بهمن ۱۳۸۸

حالا این دفعه صورتی دعوتم کرده به بازی تیکه تیکه کردن شخصیت خودم.

 

اولین چیزی که برام خیلی مهمه میزان ادب طرف مقابلمه.

تحت هیچ شرایطی اجازه بی حرمتی به شخصیتم را نمیدم.

کسی که پاش را زیادی از گلیمش دراز کنه، معمولا تو لیست کنار گذاشته شده ها قرار می گیره

کمی تا قسمتی زیاد حساس و متفاوتم (البته هر کسی می تونه در مقایسه با شخص دیگه زمین تا آسمون تفاوت داشته باشه)

صدای افراد برام خیلی مهمه

خیلی بدم میاد از کسانی که در مورد چهره دیگران قضاوت می کنند و به خودشون اجازه میدن بگن فلانی زشته. آخه مگه شکل و قیافه ش دست خودش بوده؟  و تا حالا این جمله را به زبون نیاوردم: فلانی چقدر زشته.

عاشق خرید کتاب و لوازم تزئینی و لوازم آرایشم

آدمای بی منطق، دروغگو و بد قول حرصم را در میارن

دلم می خواد کسی را که خیانت کرده، خفه کنم

عاشق رنگ های شادم؛ صورتی، بنفش، نارنجی، آبی

با هر چیز کوچیکی ممکنه کلی انرژی بگیرم

آهنگ شاد زیاد گوش می کنم و گاهی هم آهنگای آروم. چند وقتی گیر میدم به یه آهنگ و خواننده بیچاره را کچل می کنم.هورا

اعتراف می کنم به کامپیوتر و اینترنت و تلفن معتادم

عاشق بچه هام مخصوصا اگر دختر باشنبغل

روی وسایلم خیلی حساسم و اصلا دوست ندارم کسی بهشون دست بزنه.

حرصم در میاد از آدمایی که بخاطر خوش آمد طرف مقابل همش حق را میدن به اون و منطق را کنار می ذارن.

عادت کردم برای اینکه قضاوت درستی داشته باشم خیلی خودم را می ذارم جای آدم های دیگه

اهل فیلم بازی کردن نیستم و معمولا رک حرفم  را میزنم مگر اینکه رک حرف زدنم مستلزم بی ادبی باشه که ترجیح میدم سکوت کنم.

یه کم لوس و نازک نارنجی ام.

یه بار یکی از دوستان خیلی نزدیکم بهم گفت:  (باید کلمه غرور را از فرهنگ لغات پاک کرد و اسم تو را به جاش نوشت) اما به نظر خودم غرورم از نوع بد و کاذبش نیست. از نوعی هست که اجازه نمیده خیلی کارها را انجام بدم و معمولا این به نفعم تموم میشه چون اون کارها شاید خیلی کارهای مفیدی هم نباشن.

لیوان دهنی شده اصلا ...

با آقایون خیلی رسمی صحبت می کنم و تغییرش برام سخته.

معمولا با هر کسی مثل خودش رفتار می کنم.

گاهی به استقامت یک کوهم و گاهی با یک کلمه کوچک می شکنم.

چون حفظ آبرو برام خیلی مهمه همیشه سعی می کنم از آبروی افراد حفاظت کنم و اگر از اون شخص دل خوشی هم نداشته باشم باز سعی می کنم با حرف هام ازش دفاع کنم و اجازه ندم در نبودش آبروش در معرض خطر بیافته.

گاهی کنترل زبونم دست خودم نیست.

اگر از کسی دلخور باشم نمی تونم توی دلم نگه دارم و حتما باید بهش بگم.

فوق العاده رازدارم و سنگ صبور همه. اما هیچ وقت به کسی مستقیم نگفتم: ״مطمئن باش حرفت فقط پیش خودم می مونه.״       سعی کردم خودش به این شناخت برسه.

به این باور رسیدم که اگر آبروی کسی را حفظ کردم آبروی خودم هم حفظ میشه و اگر راز کسی را جایی فاش کردم قطعا همین بلا سر خودم هم میاد.

بعضی وقت ها دیدم تنها چیزی که می تونه تابلوی Stop نشون بده و اجازه پرت شدن نده، فقط ایمانه.

 

نمی دونم به این میشه گفت تیکه تیکه کردن شخصیت یا نه؟؟؟ من بیشتر از اخلاق و رفتارم گفتم.

 

هانیل را دعوت می کنم تا مجبور به آپ کردن بشه

سمیرا جون

مهدیس خوش اسم

و طناز جونی (میخواستم دعوتش نکنم بشینه درسش را بخونه اما خودش شیطونی کردچشمک)

و هر کسی که دوست داره بازی را ادامه بده




نویسنده: mahdis - ۱٦ بهمن ۱۳۸۸

مشاهده یادداشت خصوصی




نویسنده: mahdis - ۸ بهمن ۱۳۸۸

یه دوست خوب و خوش فکر میون این همه موضوع مختلف موضوع پایان نامه ش را ، معلولین و وبلاگ نویسی انتخاب کرده بود.

خدا را شکر این چند وقت چند نفری را دیدم که موضوعات پایان نامه هاشون را مسائل مربوط به معلولین انتخاب کردن.مژه

اما از اون روز که با این دوست خوشگلم صحبت کردم خیلی فکرم مشغول شد و بیشتر به سوالاتش فکر کردم.

من با هدف نوشتن مختص معلولین شروع نکردم و الان هم فقط روی این زمینه زووم نمی کنم اما گهگاه بین نوشته هام یه گریزی میزنم.

یک راه خوب و کم درد سره که حرف دلت را به گوش یه عده ای برسونی.

حالا نمی دونم همون نوشته های کم تاثیری داشته یا نه؟

حالا از خودتون می پرسم؟

با خوندن این وبلاگ

نظرتون در معلولین تغییری کرده؟ چه تغییری؟

به مشکلات و مسائل معلولین فکر می کنید؟

چند بار شده با برخورد به 1 پله یا مانع یاد یک فرد ویلچری افتادین؟

چقدر مسائل معلولین براتون مهمه؟ چند در صد؟

شما که معلولین را تافته جدا بافته نمی دونید؟

 

کلا هر چی دلتون می خواد در این زمینه بگید خوشحال میشم بشنوم.خیال باطل

 AWT IMAGE

آشنایی کودکان با عروسک های معلول




About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................