"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد
نویسنده: mahdis - ٢۳ خرداد ۱۳۸٧

          از همون ابتدا که خودم را شناختم و سعی کردم خودم را به نحو مطلوبی بسازم، خصلت " رازداری " را در خودم پرورش دادم.

به خاطر همین رازدار اهل عالم شدم. از کوچیک و بزرگ ، دختر و پسر همه با من درد دل می کنند ، اما هیچ وقت راز این یکی را به اون یکی نگفتم.

به نظرم خیلی زشته حرفی که پیشت امانت گذاشتن را به همه بگی و اونها هم صد تا دیگه روش بذارن و به دیگران بگن.

علی القاعده آتیش می گیرم وقتی رازی فاش بشه، یا حرفی که نباید جایی زده بشه ، زده بشه و بعد هم فکر کنند از دهان مبارک بنده گفته شده. اون وقته که :

آش نخورده و دهان سوخته.

میاد حرفش را می زنه و میگه:

ببین فقط پیش خودمون بمونه ها. به هیچ کس هیچی نگو. البته می دونم که تو به کسی نمی گی.

منم طبق معمول اگر سرم هم بره حرفی را که گفتن نگو ، نمی گم.

اما جالب اینجاست که روز سوم نشده همه می دونند و جالب تر اینکه خودش به اونا گفته. حالا بعضی وقت ها هم به یک نفر دیگه جز من گفته و اون یک نفر هم............

حالا من حق دارم از شدت عصبانیت سرم را به دیوار بکوبم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خلاصه متنفرم از اینکه وقتی راز دلت را به یک نفر گفتی بعد متوجه بشی خیلی های دیگه هم ازش با خبرن.

پس حریم خصوصی آدما کجاست؟

 

توی این چند وقته به من ثابت شده که نباید خودم را گول بزنم و باید مطمئن باشم هر اتفاقی که بیافته همه مطلع میشن ، چه من دلم بخواد ، چه نخواد.

..............................................................

 

و بیشتر از این و هزار بار بیشتر از این متنفرم، از اینکه روابط د خ ت ر، پ س ر ها فقط محدود شده به یک چیز ، اون هم..................

 

اگر گفتید چی؟

 

// هر چند که این موضوع آخر ربطی به نوشته های بالایی نداشت. اما بعدا در موردش بیشتر حرف می زنم.//




نویسنده: mahdis - ۱۱ خرداد ۱۳۸٧

 Reading a Bookبعضى از آدم‌ها جلد زرکوب، بعضى جلد ضخیم و بعضى جلد نازک و بعضى‌ها اصلا جلد ندارند.
بعضى از آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضى‌ها تفسیر مى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها با کاغذ کاهى و نامرغوب چاپ مى‌شوند و بعضى با کاغذ خارجى.
بعضى از آدم‌ها تجدید چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها فقط یک بار چاپ مى‌شوند و بعضى از آدم‌ها فتوکپى آدم‌هاى دیگرند.
بعضى از آدم‌ها داراى صفحات سیاه و سفید هستند و بعضى از آدم‌ها صفحات رنگى و جذاب دارند.
بعضى از آدم‌ها تیتر و فهرست دارند و روى پیشانى بعضى از آدم‌ها نوشته‌اند: حق هرگونه کپى‌بردارى و استفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ است.
بعضى از آدم‌ها قیمت روى جلد دارند بعضى‌ها با چند درصد تخفیف به فروش مى‌رسند و بعضى از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها را باید جلد گرفت بعضى‌ها را مى‌شود توى جیب گذاشت و بعضى‌ها را توى کیف و بعضى‌ها را روى قفسه قرار داد.
بعضى از آدم‌ها نمایشنامه‌اند و در چند پرده نوشته و اجرا مى‌شوند و بعضى‌ها فقط جدول و سرگرمى‌اند و بعضى‌ها معلومات عمومى.
بعضى از آدم‌ها خط‌خوردگى و خط‌ زدگى دارند و بعضى‌ها غلط چاپى و بعضى‌ها غلط املایى فراوانى دارند.
از روى بعضى از آدم‌ها باید مشق و از روى بعضى از آن‌ها باید جریمه نوشت.
بعضى از آدم‌ها در کلاس‌ها تدریس مى‌شوند و بعضى‌ها ممنوع بوده و مخفیانه دست به دست مى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها را باید چندین بار خواند تا معنى آن‌ها را فهمید و بعضى‌ها نخوانده قابل فهم هستند.
بعضى از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت و بعضى‌ها را همیشه باید با خود همراه نمود.
بعضى از آدم‌ها تفرقه‌انداز هستند و بعضى‌ها بانى وحدت و همبستگى.
بعضى از آدم‌ها به نام دیگران چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها قبل از چاپ به فروش مى‌رسند.
بعضى از آدم‌ها در قفسه خاک مى‌خورند و بعضى‌ها در انبار بایگانى شده‌اند.
بعضى از آدم‌ها تاریخى‌اند و از گذشته صحبت مى‌کنند و بعضى‌ها آینده نگرند و به آینده مى‌پردازند.
بعضى از آدم‌ها لطیفه‌اند و بعضى‌ها بى‌روح‌اند و خسته‌کننده.
بعضى از آدم‌ها سیاسى‌اند و در هر نوبت چاپ، رنگى دیگر به خود مى‌گیرند.
بعضى آدم‌ها منبع و ماخذ ندارند و بعضى‌ها منبع و مرجع دیگرانند.
بعضى از آدم‌ها شیرازه ندارند و زود از هم مى‌پاشند و بعضى‌ها شیرازه‌شان میخ دارد و قبل از استفاده کهنه و پاره مى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها با محتوا هستند و بعضى‌ها بى‌محتوا و پوچ‌اند و فقط براى امرار معاش.
بعضى از آدم‌ها ماندگارند و بعضى‌ها در چاپخانه مى‌مانند و بازیافت مى‌شوند.
بعضى آدم‌ها هویت ندارند و بى‌نام و نشان‌اند و بعضى‌ها چندین نویسنده دارند.
بعضى از آدم‌ها در کتابخانه نگهدارى مى‌شوند و بعضى‌ها در پیاده‌رو خیابان به فروش مى‌رسند.
بعضى آدم ها را کادو مى‌گیرند و هدیه مى‌دهند.
بعضى آدم‌ها را به مفت هم نمى‌خرند و بعضى‌ها از موزه‌ها به سرقت مى‌روند.
بعضى از آدم‌ها بدون مجوز چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها نیاز به مجوز ندارند و بعضى‌ها تا ابد مجوز چاپ نمى‌توانند اخذ کنند.
بعضى از آدم‌ها خاطره‌ اند و بعضى‌ها یادداشت شخصى.
بعضى آدم‌ها در مدح دیگران نوشته مى‌شوند و بعضى‌ها در بدگویى دیگران.
بعضى از آدم‌ها افسانه‌اند و بعضى‌ها رمان و بعضى‌ها داستان.
بعضى آدم‌ها مذهبى‌اند و بعضى‌ها لامذهب و خیلى‌ها در این میان.
بعضى از آدم‌ها احساسات دیگران را جریحه‌دار مى‌کنند و بعضى‌ها به دیگران احترام مى‌گذارند.
بعضى از آدم‌ها به دیگران توهین مى‌کنند و بعضى‌ها توهین را به جان مى‌خرند.
بعضى از آدم‌ها به زور بر دیگران تحمیل مى‌شوند و بعضى‌ها خود به میان دیگران مى‌روند.
بعضى از آدم‌ها چند جلدى و قطورند و بعضى‌ها تک جلدى و لاغر.
بعضى از آدم‌ها از جنگ مى‌گویند و بعضى از صلح و صفا.
بعضى از آدم‌ها از شادى سخن مى‌گویند و بعضى‌ها از غم.
و ...

ما از کدام دسته‌ایم ؟

 




About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................