"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد
نویسنده: mahdis - ٢٠ شهریور ۱۳۸٦

خاطرات زیادی را با اشک هایم بدرقه کردم اما نمی دانم چرا آنها مرا تنها نمی گذارند.

به کی شکایت کنم؟

به خاطر خدا لحظه ای تنهایم گذارید.

 

چه کار کنم این لعنتی بره بیرون و دیگه پشت سرش را نگاه نکنه

.

.

.

.

.

یادت باشه یه وقتی یه روزی یه جایی نوبت منم میشه

حالا کی؟

خدا  می دونه

.

.

.

منتظر اون روز می مونم




نویسنده: mahdis - ۱٧ شهریور ۱۳۸٦

ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 

سعي كن تنها باشي: زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درك نكني: زيرا آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد. بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد: زيرا اگر عشقي در آن منزل كند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد. اما اگر عاشق شدي: سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي.

 

سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن.

 

افسوس ...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم ، آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه ه ه ه ه مي کشيم

...................................................

جملات بالا را خوندم و خوشم اومد. گفتم بزارم اینجا شما هم بخونید شاید خوشتون بیاد.

بابت پاسخ هایی که در پست قبلی دادید یک دنیا سپاسگزارم.

مرسی که کمکم کردید

ان شاالله امام زمان سوالات و درخواستهای شما را اجابت کند. به شرط قسمت و مصلحت




نویسنده: mahdis - ۱٢ شهریور ۱۳۸٦

 

به حول و قوه الهی و اذن پروردگار، زمانی که آقا امام زمان، منجی عالم و جان هستی ظهور کنند و تو سعادت دیدار ایشون را داشته باشی؛

 

اولین چیزی که از ایشون می خواهی چیه؟

و اولین سوالی که از ایشون می پرسی چیه؟

 

 

لطفا به سوالم جواب بدید خیلی فکرم را مشغول کرده و خیلی برام مهمه. ممنون

 




About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................