"دختری که با مغزش راه می رفت"
می نویسم تا بخوانی و بدانی، نشستن بر تخت همایونی (ویلچر) هم عالمی دارد
نویسنده: mahdis - ٢٩ دی ۱۳۸۳

مثل مرغ سركنده به هر دري ميزنم اما راه فراري نيست.

تا انجايي كه توان دارم فرياد ميزنم اما فريادرسي نيست.

هر چي به انتهاي جاده نگاه مي كنم هيچ نقطه اميدوار كننده اي نيست.

هيچ دردي بدتر از بي كسي نيست، چنين تنها شدن در باورم نيست.از خنجري كه خوردم زخم عميقي به دلم نشسته كه هيچ مرهمي براش نمي يابم. هميشه مي گويند از جايي ضربه مي خوري كه باورت نميشه.حالا فهميدم چقدر حقيقت داره. هنوزم نمي تونم باور كنم كه از عزيزترين و نزديك ترين همدردم اين جوري ضربه بخورم.انگار دارم خواب مي بينم اون از لحظه لحظه هاي زندگيم باخبر بود. اون از خواهر بمن نزديكتر بود.اون برام سنگ صبور بود. اون همه كسم بود تنها اميدم بود.نههههههههههههههههههههههههههههههه!!!!!!!!!!

بخدا نمي تونم باور كنم. نمي تونم. نمي تونم.نمي تونم.

پرنده ي بي كسي شدم در دشت بي كسي.هيچ همدمي نمي بينم.

حالا ديگه چطوري به بقيه اطمينان كنم؟ چطوري دردما با كسي در ميون بذارم؟ از تو بهتر هم كسي براي من بود؟ از تو عزيزتر براي من عزيزي بود؟ ديدي چطور به زندگيم آتيش زدي و كنار كشيدي؟!!!!!!

ديوونه نشم خيليه. فقط ذكر خداست كه كمي آرومم مي كنه.

خدايا سوختم خاكستر شدم ذره ذره شدم تنها شدم پوسيدم قلبم تكه تكه شد. به دادم برس.

شايد دارم خواب مي بينم، اما نه به خودت قسم بيدارم رطوبت اشك را حس مي كنم.سوختن دلم را مي فهم اما هيچ كاري از دستم بر نمي ياد. نمي دونم لياقت كارهايي كه برات كردم را داشتي يا نه؟

واااااااااااااااااااي.هزار و يك سؤال بي جواب تو ذهنمه.

من كينه اي نيستم اما فكر نمي كنم كينه اي كه از تو به دل گرفتم زماني از دلم خارج بشه.از هر كسي انتظار داشتم جز تو.هيچ شكسته بندي نمي تونه تيكه تيكه هاي قلبم را به هم پيوند بده.

هيچ كس هيچ كس و فقط هيچ كس.

جالب اينجاست كه تو دست پيش را گرفتي كه پس نيافتي و من انقدر شوكه شده بودم كه مغزم از كار افتاده بود ناي حرف زدن نداشتم.بدترين روز زندگيم بود تو خواب هم همچين روزي را نمي ديدم. باورم نميشه. اين منم، اون تويي. از دوتا دشمن خوني بدتر شديم.

نميدونم شايد ناراحتتون كردم ولي نوشتم تا شايد به اندازه سر سوزني سبك بشم فقط برام دعا كنيد. تا آرامش به من برگرده.

(يكماه و نيم بيشتر از اين ماجرا گذشته اما كامپيوترم خراب بود نتونستنم اين مطلبا بفرستم.)

دلم خيلي براتون تنگ شده بود.براي همه دوستان خوبم

 




 
نویسنده: mahdis - ٢٩ دی ۱۳۸۳

سلام دوستان

من يه مدت که کامييوترم خرابه و متاسفانه نمی تونم وبلاگمو update کنم

لطفا منتظر باشيد




About
.............................................

" هو الجمیل" هر چی که به ذهنم برسه ، از شکایات ، خاطرات ، مشکلات و... اینجا می نویسم و باعث افتخارمه که دوستان خوبی دارم که به وسیله همین وبلاگ باهاشون آشنا شدم و به من سر می زنند و من را با نظراتشون خوشحال می کنند. بالاخره چندین سال ویلچر نشینی انگار آدم را پخته تر و با تجربه تر می کنه....
Menu
.............................................
Link
.............................................
Archive
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................